89

تقلید در اسلام

چیزی جز اصلاح نمی‌خواهم. 88: 11

در اسلام تقلید وجود نداشته. اسلام دین تحقیق است نه تقلید.

خداوند در آیه 36 اِسراء سوره 17 میفرماید: لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ از آنچه نمیدانی پیروی نکن. مطابق این دستور صریح خداوند فرد مسلمان باید اهل تحقیق باشد نه تقلید و پیروی کورکورانه. پیروی از بزرگان و عقائد آباء و اجداد و اکثریت اجتماع در اسلام دلیل‌های درستی راه شناخته نشده. چون خداوند در آیه 66 و 67 احزاب سوره 33 میفرماید: يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ: يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولاَ وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلاَ. روزی که صورت‌ها در آتش جهنم برگردانده شود میگویند: ای کاش ما از خدا و پیغمبر اطاعت میکردیم. و گفتند صاحب اختیارا ما از آقایان و بزرگانمان پیروی کردیم. آنها ما را گمراه کردند. ولی می‌بینیم که این عذر مورد قبول قرار نگرفته و دچار آتش جهنم شده‌اند.

در مورد پیروی از عقائد آباء و اجداد آیه 170 بقره میفرماید: إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ وقتی به آنها گفته شود از آنچه خدا نازل کرده (از وحی و کتاب الهی) پیروی کنید میگویند نه. ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم پیروی میکنیم، اگرچه پدرانشان ذره‌ای عقل خود را بکار نینداخته و هدایت نشده باشند. در مورد پیروی از عقائد اکثریت اجتماع آیه 116 انعام سوره 6 میفرماید: إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ. اگر از اکثریت کسانی که در زمین هستند پیروی کنی تو را از راه خدا منحرف میکنند. آنها فقط از گمان پیروی میکنند و فقط حدس میزنند و دروغ میگویند. چون اکثریت اجتماع اهل تحقیق نیستند و کارشان فعالیت برای بدست آوردن پول و چشم و همچشمی‌ها و تفریح و دید و بازدیدها است. در هر رشته‌ای از دانش‌ها افراد محقق خیلی کم هستند.

خداوند در بارۀ یهود و نصاری در آیه 31 توبه میفرماید: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ. دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیای خود و مسیح ابن مریم پیغمبرشان را ارباب خود گرفتند. در صورتیکه به آنها دستوری غیر از اینکه معبود یگانه (یعنی خدا) را بندگی کنند داده نشده بود. معبودی غیر از او وجود ندارد. او خیلی بالاتر از این چیزهائی است که شریک او میسازند.

می‌بینیم که حتی مطیع محض پیغمبر خدا شدن هم خلاف توحید و شرک است چه رسد به مطیع محض دانشمندان دینی و زاهدان دیرنشین تارک دنیا شدن. اسلام تسلیم خدا بودن است نه تسلیم دستورها و نظرهای غیر خدا بودن.

در حدیث اول باب التقلید از کتاب فضل علم جلد اول اصول کافی چاپ دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در صفحه 68 آمده است که شخصی در باره همین آیه 31 توبه از امام صادق علیه‌السلام سوال میکند و او میفرماید: أَمَا وَ اللّهِ مَا دَعَوْهُمْ إِلَى عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ دَعَوْهُمْ مَا أَجَابُوهُمْ وَ لَكِنْ أَحَلّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ. بدانید که به خدا قسم آنها مردم را به عبادت (به بندگی و اطاعت از) خود دعوت نکردند و اگر میکردند مردم قبول نمیکردند؛ ولی آنها حرام را برای آنها حلال کردند و حلال را بر آنها حرام کردند و مردم هم بدون اینکه متوجه شوند بنده آنها شدند. بجای اطاعت از دستور خدا از نظر و دستور آنها پیروی کردند. و در حدیث سوم آن آمده است که امام صادق علیه‌السلام در باره آیه 31 سوره توبه فرمود: وَاللّهِ مَا صَامُوا لَهُمْ وَ لَا صَلّوْا لَهُمْ وَ لَكِنْ أَحَلّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَاتّبَعُوهُمْ . به خدا قسم مردم برای آنها روزه نگرفتند و نماز نخواندند. ولی آنها حرام را برای مردم حلال کردند و حلال را هم بر آنها حرام کردند و آنها از ایشان پیروی کردند.

آیت الله بهشتی در صفحه 132 تا 135 کتاب خدا از دیدگاه قرآن در باره توحید در سرسپردگی و اطاعت مینویسد: از نظر قرآن اطاعت بر دو گونه است: 1- اطاعت همراه با سرسپردگی و تسلیم بی قید و شرط در برابر آنچه به آدمی گفته شود. از نظر قرآن این نوع اطاعت در حقیقت عبودیت است که مخصوص خدا است و هیچ موجود دیگر شایسته آن نه.

2- اطاعت کسانی که به حق بر ما ولایت دارند و رعایت مصلحت خود ما و مصلحت عموم یا رعایت عواطف پاک انسانی ایجاب میکند که فرمانبردار آنان باشیم؛ نظیر اطاعت پیغمبر و امام و زمامداران و پیشوایانی که به فرمان پیغمبر و امام، یا بر طبق موازین معتبر در عصر غیبت به این منصب رسیده باشند، یا اطاعت پدر و مادر و ... شرط وجوب این نوع اطاعت این است که دستور صاحبان این مناصب از حدود عدل و قانون تجاوز نکند، و اطاعت کننده خود موظف است هر دستوری را که دریافت میکند از این نظر ارزیابی کند، تا اگر آن را بر خلاف عدل و قانون یافت، از اجرای آن خودداری ورزد. به این ترتیب اینگونه اطاعت، اطاعت مطلق نیست و به هیچ وجه آهنگ خودباختگی و سرسپردگی ندارد. بعد آیه 31 توبه و دو حدیث اصول کافی را از قول امام صادق علیه السلام نقل میکند و بعد مینویسد:

مفسران شیعه عموماً در تفسیر این آیه همین مطلب را گفته‌اند و همین روایت را نقل کرده‌اند. بعد مینویسد:

امام فخر رازی (مفسر سنی) نیز در توضیح این آیه گوید: بدان که خدای متعال با این سخن خود اتخذوا .... یهود و نصاری را به نوعی دیگر از شرک وصف کرده است و دراین آیه چند مسأله هست... مسأله دوم : بیشتر مفسرین گفته‌اند مقصود از اَرباباً (که در این آیه آمده است) این نیست که آنها در باره علمای دینی یا زاهدان تارک دنیا این عقیده را داشتند که ایشان خدای جهانند، مقصود این است که آنها فرمانبردار ایشان بودند و هر بکن یا نکن را که آنان میگفتند بی چون و چرا می‌پذیرفتند. روایت شده ه عدی ابن حاتم مسیحی بود. روزی به حضور پیغمبر آمد، او سوره برائت (سوره توبه) را میخواند و به همین آیه رسید. عدی گوید: به پیغمبر گفتم: ما آنها را نمی‌پرستیدیم (عبادت نمیکردیم) پیغمبر گفت: آیا آنها حلال خدا را حرام نمیکردند و شما هم آن را حرام میشمردید؟ گفتم چرا. گفت: همان عبادت آنان بود.

ربیع گوید: به ابوالعالیه گفتم این خداوندگاری (احبار و رهبان) در بنی اسرائیل چگونه بود؟ گفت: چه بسا آنها در کتاب خدا مطلبی می‌یافتند که با گفته احبار و راهبان مخالف بود و آنها گفته ایشان را می‌پذیرفتند، ولی آن را که در کتاب خدای متعال بود قبول نمی‌کردند.

این آیه قرآن و این نظر امام صادق علیه‌السلام و این نظر آیت الله دکتر بهشتی. آیا تقلید به نظر شما مطابق نظر اینها شرک هست یا نیست؟

متأسفانه می‌بینیم که مسلمانان نیز مثل یهود و نصاری (عیسویان) دچار این شرک هستند. چون طبیعت انسان‌ها یکی است. همان چیزی که احبار و رهبان و مردم را به آن کارها وامیداشت در مسلمانان نیز وجود دارد. می‌بینیم که در رساله‌ها می‌نویسند: مقلّد باید از نظر مجتهد خود بدون چون و چرا اطاعت کند. اینکار همانطور که دیدیم از نظر اسلام شرک است. اگر متوجه شده باشید آیت الله بهشتی نوشته: اطاعت کننده خود موظف است هر دستوری را که دریافت میکند از این نظر (مطابقت با قانون و عدل) ارزیابی کند، تا اگر آن را بر خلاف عدل و قانون یافت از اجرای آن خودداری ورزد. می‌بینیم که مسلمان واقعی باید از قانون یعنی از قرآن اطلاع کامل داشته باشد تا بتواند این ارزیابی را انجام دهد.

پیغمبر ص و علی علیه‌السلام قرآن را کامل میدانند چون علی‌ علیه‌‌السلام در خطبه 175 یا 176 نهج‌البلاغه که با اِنْتَفِعُوا شروع میشود، میفرماید: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لاَ لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى بدانید که هیچکس بعد از قرآن (در دین) کمبودی ندارد و هیچکس قبل از قرآن (در دین) بی نیاز نیست. و در سخن کوتاه 102 یا 105 نهج‌البلاغه میفرماید: وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً، فَلاَ تَتَكَلَّفُوهَا. خداوند در باره چیزهایی ساکت بوده و حرفی نزده و آنها را از روی فراموشی ترک نکرده در باره آن خود را به زحمت نیندازید. آیت الله مطهری در صفحه 16 و 22 کتاب آسیب شناسی دینی و صفحه 291 اسلام و مقتضیات زمان با توجه به این سخن علی علیه‌السلام مینویسد: در آنچه که خدا مردم را آزاد گذاشته است شما دیگر تکلیف معین نکنید. نباید گفت حتماً باید اینکار را بکنید.

پیغمبر صلی الله علیه و آله در حدیث 11 باب 32 صفحه 263 بحارالانوار چاپ جدید میفرماید: ... وَ عَفی عَنْکُم عَنْ اشْیاءَ رَحْمَهً مِنْهُ، مِنْ غَیْرِ نِسْیانٍ فَلا تَتَکلَّفوها. خداوند متعال ... در باره چیزهائی از روی رحمت خودش- گذشت کرده، بدون آنکه آنها را فراموش کرده باشد، خودتان را در باره آنها به زحمت نیندازید. چون خداوند در آیه 101 سوره مائده میفرماید: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ. ای افراد با ایمان در باره چیزهایی که اگر برای شما روشن شود شما را ناراحت میکند سوال نکنید. اگر موقع نزول قرآن در باره آنها سوال کنید برای شما روشن میشود. خدا از آنها گذشت کرده . خدا آمرزنده بردبار است.

آیه 3 سوره اعراف میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ. از آنچه از صاحب اختیارتان به شما نازل شده پیروی کنید، و از اولیائی غیر از آن پیروی نکنید. مسلمان واقعی از قرآن پیروی میکند و از اولیائی غیر از آن پیروی نمیکند اگرچه اکثریت مردم به تبعیت از پدرانشان از آنها پیروی کنند. بخصوص که آیت الله مطهری در صفحه 185 کتاب بحثی در باره مرجعیّت و روحانیّت. در بحث عوام زدگی مینویسد: بعلت نظام مالی روحانیت ما در اثر عوام زدگی نمیتواند پیشرو باشد ... و مجبور است همیشه در عقب قافله حرکت کند. حکومت عوام منشاء رواج بی حد و حصر ریا و مجامله و تظاهر و کتمان حقایق و آرایش قیافه و پرداختن به هیکل و شیوع عناوین و القاب بالا بلند در جامعه روحانیت ما شده.

شاید شما هم متوجه شده باشید که تقلید در اسلام شرک است و مسلمانان واقعی تسلیم حکم و نظر خداوند هستند و تسلیم حکم و نظر هیچکس غیر از خدا نیستند. چون مطابق خطبه 18 نهج‌البلاغه علی علیه‌السلام میفرماید: أمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً ناقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمامِهِ! أَمْ كانُوا شُرَكاءَ لَهُ، فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى؟ .... یا خداوند دینی ناقصی فرستاده و از آنها کمک خواسته که آن را کامل کنند؟ یا آنها شریک خداوند هستند، و حق دارند هر نظری که خواستند بدهند و وظیفه خداوند است که به هر چه آنها گفتند رضایت بدهد؟!! گویا باید قبول داشت که آنچه خداوند نفرموده در اسلام اهمیت ندارد و نباید خود را دچار زحمت و رنج کرد. بلکه باید در راه ساختن یک دنیای پاک کوشش کرد و همه دینداران و اصلاح طلبان واقعی را در این راه متحد کرد.