82

دزدی : سرقت

سرقت به معنی دزدی مال 8 بار در قرآن آمده است که 5 بار آن در باره تهمت سرقت به برادر یوسف است و یکبار آن در آیه 12 ممتحنه در سال قبل از حمله مسلمانان به مکه آمده است که در آن میفرماید: ای پیامبر اگر زنان با ایمان مکه برای بیعت پیش تو آمدند با آنها به شرطی بیعت کن که چیزی را شریک خدا نسازند و دزدی و زنا نکنند و فرزندانشان را نکشند و در مورد فرزندی که در شکم دارند تهمتی بهم نبافند و به کسی تهمت نزنند و در کار نیک بر خلاف دستور تو کاری نکنند. در این صورت با آنها بیعت کن و برای آنها از خدا آمرزش بخواه چون خدا آمرزنده و مهربان است. و آیه 38 مائده سوره 5 آیه دیگری است که در مورد دزدی آمده و در آن مجازات دزد تعیین شده. سوره مائده آنطور که میگویند آخرین سوره‌ای است که به پیغمبر نازل شده. چون آیه 3 آن میفرماید: امروز دین شما (مسلمانان) را کامل کردم و نعمت خودم را (با کامل کردن قرآن برای ساختن یک دنیای پاک) بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما دین پسندیدم. ولی مردم اسلام را بصورت مذاهب مختلف در آوردند و باز ادعای مسلمانی میکنند. در صورتیکه مجموعه وحیی که به پیغمبر شد فقط قرآن بود و بس. خداوند در آیه 38 مائده میفرماید: دست مرد دزد و زن دزد را ببرید. اینکار مجازات کاری است که کرده‌اند. مجازاتی عبرت انگیز از طرف خدا (برای دیگران است تا با دیدن آن دزدی نکنند.) خدا توانا و حکیم است. دستورهایش از روی حکمت است. آیه بعد از آن هم میفرماید: دزدی که بعد از دزدی توبه کرد (متوجه کار زشت خود شد) و کار خود را اصلاح کرد (مال دزدی را به صاحبش برگرداند، البته قبل از دستگیری) خدا توبه او را می پذیرد. چون خدا آمرزنده و مهربان است. این آیه همانطور که می‌بینیم در پایان عمر پیغمبر ص بعد از آیه 60 توبه سوره 9 که مصارف زکات را بیان میکند و توصیه‌هائی که در باره رسیدگی به وضع محرومان اجتماع در قرآن وجود دارد آمده است و در زمان پیغمبر ص دست دزدی بریده نشد تا برای مسلمانان معلوم شود از کجا باید برید. لذا بین شیعه و سنی و خوارج در باره آن اختلاف نظر وجود دارد. یکی از ایرادهائی که به اسلام میگیرند این آیه و بریدن دست دزد است که حس رحم و دلسوزی آنها گل میکند و توجه به حال شخص بیگناهی که مالش دزدیده شده نمیکنند. مثل موقعی که حس رحم و دلسوزی آنها در مورد قاتل گل میکند و میگویند کشتن انسان بیرحمی است. ولی توجه نمیکنند که قاتل این بیرحمی را در مورد انسانی مثل خود بکار برده. اینها میگویند باید دزد را زندانی کرد و توجه ندارند که اینکار مصداق گنه کرد در شوش آهنگری، به شوشتر زدند گردن زرگری چون در صورت زندانی کردن دزد افراد زحمت کش جامعه باید مخارج زندان و نگهبانان آن و غذا و لباس و وسائل خواب و تفریح او و رادیو و تلویزیون او را در زندان بپردازند و زندان دانشگاه جرم و جنایت میشود. چون در زندان هر کس در باره جرمی که انجام داده و دیگران از او میپرسند توضیح میدهد. من نمیدانم در صورت زندانی کردن دزد و تهیه وسائل زندگی و آسایش او چرا خانه بدوشان (بدون خانه) دزدی آشکاری نمی کنند تا به جرم آن به زندان بیفتند و در زندان راحت زندگی کنند و حتی وسائل ورزشی او را نیز فراهم کنند؟