80

افترا به خدا

آیه 144 اعراف سوره 7 میفرماید: ... چه کسی ظالم‌تر از کسی است که دروغی را از قول خدا میگوید (به خدا افترا میزند) تا مردم را بدون علم گمراه کند...؟ در 8 آیه دیگر خداوند میفرماید: چه کسی ظالم تر از کسی است که از قول خدا دروغ میگوید و به خدا افترا میزند....

افترا یعنی تهمت و بهتان، یعنی دروغی از قول یا کار کسی بافتن و گفتن. آیه 116 نحل سوره 16 میفرماید: به دروغ هر چه به دهانتان آمد نگوئید این حلال و این حرام است تا دروغی را به خدا افترا بزنید (از قول خدا بگوئید و به دین نسبت دهید). کسانی که از قول خدا دروغی را سر هم میکنند و به خدا افترا می‌زنند رستگار نمی‌شوند. دچار آتش ابدی جهنم میشوند. کاری که تمام فقهاء اسلامی در طول تاریخ کرده‌اند. این آیه پس از آیه 115 نحل است که میفرماید: فقط گوشت حیوان مرده و خون (ریخته شده مطابق آیه 145 انعام سوره 6) و گوشت خوک و آنچه بنام غیر خدا کشته شده باشد بر شما حرام شده ...

این علمایی که به نام علمای اعلام و فقهای کرام مشهور شده‌اند اینهمه حرام را از کجا آورده‌اند؟ آیا غیر از این است که به خدا و دین افترا زده‌اند و از قول خدا دروغ گفته‌اند؟

آیه 32 اعراف سوره 7 میفرماید: بگو خداوند من فقط کارهای زشت را چه آشکار باشد چه پنهان و تجاوز به ناحق و شرک به خدا که خدا دلیلی برای آن نازل نکرده و ندانسته از قول خدا سخن گفتن را حرام کرده. آیا این دروغهائی که افرادی که مردم به آنها علمای اعلام و فقهای کرام میگویند ساخته‌اند و مردم آن را بنام دین و حکم خدا و قرآن بازگو میکنند ندانسته از قول خدا سخن گفتن نیست؟ آیا اینکار در قرآن حرام نشده و خدا حرام نساخته؟ آیا این فتواهای گوناگون باعث اختلاف بین مسلمانان و کشتار آنها بدست هم در طول تاریخ نشده و آنها را از ساختن دنیای پاکی که در آن عدالت برقرار باشد و حق کسی پایمال نشود نشده؟ آیا خیانت و جنایتی از این بالاتر در تاریخ بشری وجود دارد؟ چون علت این کشتارها این فتواها و اظهارنظرها بوده است.

آیه 79 بقره سوره 2 میفرماید: وای بر افرادی که با دست (و فکر) خود کتاب مینویسند و بعد میگویند اینها از جانب خدا است (خدا و دین میگوید) تا آن را به قیمت ناچیزی بفروشند. وای بر آنها از آنچه با دست های خود نوشتند و وای بر آنها از آنچه از این راه بدست آوردند. میدانیم هر چه از این راه بدست آورده‌اند مبلغ ناچیزی است، اگر چه حکومت بر جهان بطور مادام العمر باشد چون از یک طرف مردم جهان را از زندگی در یک دنیای پاک که در آن عدالت برقرار باشد و حق کسی پایمال نگردد محروم کرده‌اند و از طرف دیگر آتش ابدی جهنم را برای خود خریده‌اند. وای بر بسیاری از این افرادی که مردم جاهل به آنها علمای اعلام و فقهای کرام میگویند و مردم با احترام نام آنها را به زبان می آورند، چه مرده باشند چه زنده. اهل آتش جهنم هستند.

آیه 78 آل عمران سوره 3 میفرماید: دسته‌ای از آنان (که بنام علمای دینی مشهور شده‌اند) زبان را طوری به کتاب الهی می‌پیچانند که شما خیال کنید آنها از کتاب الهی است در صورتیکه از کتاب الهی نیست و میگویند این حرف‌ها از جانب خدا است در صورتیکه از جانب خدا (از دین و کتاب الهی) نیست. از قول خدا دروغ میگویند و خودشان هم میدانند. میدانند که این حرف‌ها دروغ و از کتاب الهی نیست ولی مردم بی اطلاع از کتاب الهی که در حدود نهصد و نود و نه در هزار مردم هستند آنها را باور میکنند و با صداقت تمام و ایمان کامل آن حرفها را از قول خدا میزنند. چون لااقل بیشتر از یکدهم آنها کتاب الهی را نخوانده‌اند و یک دهم از آنها که کتاب الهی را خوانده‌اند فقط عربی آن را خوانده‌اند. چون فریبکاران دینی که دین را دکان کسب مخارج زندگی خود کرده بودند به آنها گفته‌اند خواندن قرآن به زبان عربی ثواب دارد و خواندن ترجمه قرآن، قرآن نیست. در صورتیکه خداوند بارها در قرآن گفته است قرآن راهنمای مردم (برای ساختن یک دنیای پاک) است (که در آن عدالت برقرار باشد). از جمله آیه 9 سوره اسراء سوره 17 که میفرماید: بدون کوچکترین شکی این قرآن مردم را به بهترین راه (برای ساختن یک دنیای پاک) هدایت میکند و به افراد با ایمانی که کار درست (عمل صالح) میکنند مژده میدهد که پاداش بزرگی دارند. هر آدم عاقلی میداند که در دادن مژده ساده‌ترین لغات را بکار میبرند و با رمز و راز و معما آن را به انسان نمیگویند. قرآن آسان و بدون رمز و راز و به زبان ساده و معمولی مردم است. چون خداوند چهار بار در سوره قمر سوره 54 قرآن در آیه 17 و 22 و 32 و 40 میفرماید: قرآن را برای اینکه مردم متوجه شوند آسان ساختیم. آیا کسی هست که متوجه شود؟ متأسفانه دکانداران دینی برای گرمی دکان خود مردم را از توجه به راهنمایی‌های قرآن باز داشته‌اند و گفته‌اند خواندن قرآن به زبان عربی ثواب دارد. در صورتیکه در دین اینکار کاری لغو و بیهوده یعنی بی فایده است. چون آیه 3 مؤمنون سوره 23 میفرماید: افراد بی ایمان از کار لغو و بیهوده روگردان هستند. خواندن قرآنی که بدون فهم و درک راهنمائی‌های خدا باشد کار لغو بیهوده‌ای است. میدانیم از بین کسانی که ترجمه قرآن را میخوانند نه دهم آنها فکرشان متوجه داستان‌هائی که روحیه مردم را نشان میدهد و یک روانشناسی اجتماعی است میشود که مثلاً قیافه یوسف چطور بود که زنان مصر از دیدن او دست‌های خود را بریدند؟ آیا صورت او گرد بود یا دراز؟ ابروهای او پیوسته بود یا جدا از هم؟ پوستش سفید بود یا گندمی؟ و امثال آن واسم زن عزیز مصر چه بود؟ آیا زلیخا بود یا نه؟ چون در قرآن و تورات صحبتی از اسم آن زن هوسران نبود که با داشتن شوهر عاشق یوسف شد و امثال این چیزها مثل قد موسی یا قد عصای موسی چند متر بود؟ نام زن موسی چه بود؟ موسی چند بچه داشت؟ و امثال این‌ها. آیه 159 بقره سوره 2 میفرماید: کسانی که دلیل‌های روشن و هدایت‌های ما را بعد از اینکه برای مردم در کتاب بیان کرده‌ایم پنهان میکنند (و به مردم نمیگویند) افرادی هستند که خدا و تمام لعنت کنندگان آنها را لعنت می کنند. لعنت یعنی دور بودن از رحمت خدا. وای بر کسانی که از حقایق راهنمائی‌های خدا اطلاع دارند و آن را به مردم بی اطلاع نمیگویند و آنها را از ساختن یک دنیای پاک محروم میکنند. چون مطابق آیه 161 و 162 بقره در دنباله این آیه میفرماید: بدون شک افرادی که پنهان کردند و در حال پنهان کردن راهنمائی‌های خدا مردند، افرادی هستند که لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها است (چون آنها را از ساختن یک دنیای پاک محروم کرده‌اند) در این لعنت (دور بودن از رحمت خدا و عذاب) همیشه خواهند بود و عذاب آنها لحظه‌ای تخفیف پیدا نمیکند و کم نمیشود و مهلتی به آنها داده نمیشود. تا نفسی تازه کنند.