60

نستعین

اِعانت یعنی کمک کردن. مدد کردن. یاری کردن. مُعاوِن یعنی کمک کننده. یاری کننده. تَعاوُن. یعنی به هم کمک و یاری کردن. استعانت یعنی کمک و یاری و مدد خواستن . مسلمان هر روزه 5 بار در نماز خود از خدا کمک می‌خواهد و میگوید إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ. خدایا فقط تو را بندگی (عبادت و اطاعت محض و بدون چون و چرا) میکنیم و فقط از تویاری میخواهیم. این یاری خواستن در راهنمایی است یا در کلیه امور. در حالت اول مسلمان فقط از خدا کمک میخواهد که او را در راه راست کمک کند و از کس دیگری برای اینکار کمک نمیخواهد. چون آیه 71: 6 سوره انعام میفرماید: ... هدایت (راهنمایی) خدا هدایت است... هدایتی است که در آن اشتباهی وجود ندارد. چون کسی که جهان را با تمام قوانین آن و بشر را با تمام غرائز و احتیاجات او خلق کرده از آنچه خلق کرده اطلاع کامل و دقیق دارد و در راهنمائی خود دچار اشتباه نمیشود. در صورتی که انسانها اولاً معلوماتشان ناقص و بسیاری از آنها غلط است ثانیاً دچار فراموشی میشوند و بعضی از معلومات خود را پای حساب نمی آورند و نتیجه‌گیری آنها درست نیست. ثالثاً بعلت ترس یا فریبکاری یا خود شیرینی برای قدرتمندان دروغ میگویند. چه برای استفاده از قدرت آنان چه برای در امان بودن از شر آنان. لذا مسلمان در راهنمائی خواستن فقط از خدا کمک میخواهد و بس. راهنمائی خدا توسط پیغمبران به مردم از طریق وحی و پیام الهی رسیده است. پیام الهی که به وسیله پیغمبر ص به مردم ابلاغ شده قرآن است و قرآن مطابق آیه 185: 2 سوره بقره راهنمای مردم و دلائل روشنی از هدایت و جدا کننده حق و باطل است. تا راه صحیح رهائی از دست ظالمان و دیکتاتوران و فریبکاران سیاسی و دینی را به مردم نشان دهد. چون این رهائی با شناختن دستورهای خداوند و اتحاد مردم برای ساختن یک دنیای پاک بوجود می آید. بدون اتحاد تمام دینداران حقیقی و اصلاح طلبان واقعی امکان ندارد. لذا خداوند در آیه 2: 5 سوره مائده میفرماید: بر پایه نیکوکاری و تقوی با هم همکاری کنید و بر پایه گناه و ظلم و دشمنی همکاری نکنید. به هم کمک نکنید. لذا مسلمانان بر پایه نیکی و تقوی به هم کمک و یاری میکنند تا دنیای پاکی بسازند. هر قانونی تا ضمانت اجرا نداشته باشد مرکّبی است سیاه روی کاغذ سفید یا رنگی. مسلمانان وقتی مسلمان هستند که تسلیم دستور خدا باشند و با هم متحد باشند و همکاری و همیاری کنند تا قدرت لازم را برای برقراری عدالت در سطح جهان بوجود آورند. چون خداوند در آیه 25 حدید سوره 57 میفرماید: پیغمبرانمان را برای این با دلیل‌های روشن و کتاب و وسیله سنجش فرستادیم تا مردم عدالت را برقرار و برپا کنند... برای برقراری عدالت باید قدرت ظلم را از دست ظالم‌ها در آورد تا به کسی ظلم نکنند و اینکار احتیاج به همکاری و همآهنگی تمام خواستاران عدالت دارد، چه دینداران واقعی جهان چه اصلاح طلبانی که خود را بی دین میدانند. که اگر واقعاً خواستار برقراری عدالت واقعی نه عدالت خیالی باشند از هدف دین پیروی میکنند و عملاً دیندار درستکارند. در اسلام تعصب مذهبی و تعصب نژادی و ملّی وجود ندارد. چون تمام انسان‌ها انسان و بنده و مخلوق خدا هستند و همه جا زمین خدا است. مرزهای موجود را تیغ و تیر و توپ و مسلسل و قدرت طلبی افراد و بی اطلاعی مردم فریب خورده بوجود آورده. بخصوص که جهان امروزه بصورت یک دهکده کوچک در آمده که در عرض یک روز میتوان از یک طرف کره زمین به نیمکره مقابل آن رفت و در آینده این ارتباط بیشتر و سریعتر خواهد شد. یا با یک تلفن میتوان با سراسر دنیا تماس گرفت. خداوند در باره ابراهیم و فرزندان و نوادگانش میفرماید: آنها امتی بودند که از دنیا رفتند هر چه کردند مال خودشان است و آنچه شما میکنید مال شما است و در باره کارهائی که آنها کردند از شما سوال و بازخواست نمیکنند. گذشته هر چه بوده گذشته و تغییر ناپذیر است. آنچه در اختیار انسان است زمان حال است که میتواند با کار درست خود آینده خوبی برای خویشان و نزدیکان و کلیه افراد بشر بسازد یا با کار غلط خود آینده را خراب‌تر از زمان حال بکند. تاریخ هر چه بوده گذشته و پر از دروغ‌ اولیۀ تاریخ نویسان است. چون هیچکس نبوده که در همه جا باشد و شاهد همه چیز باشد و همه حرفها را شنیده و ضبط کرده باشد. احادیثی هم که نقل میکنند از همین قبیل است و پر از دروغ میباشد. خداوند در آیه 62 بقره سوره دوم و 69 مائده سوره پنجم میفرماید: مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و پیروان یحیی، بطور کلی کسانی که به خدا و روز آخرت ایمان داشته (انسان را مسئول بدانند) وکار درست (عمل صالح) بکنند پاداششان پیش خداوند محفوظ است نه ترسی دارند نه غصه‌ای. می‌بینیم تعصبی که وجود دارد به عمل صالح (کار درست) است نه اسم‌ها که بیشتر فقط یک اسم است و از حقیقت تعلیمات آن تهی و خالی است. لذا می‌بینیم تعصب مذهبی در اسلام وجود ندارد. آنچه در اسلام مهم است اسلام یعنی تسلیم خدا بودن و درستکاری است. هر کس هر دینی داشته باشد و تسلیم دستور خدا و درستکار باشد مسلمان و تسلیم خدا است. نه هر که خود را مسلمان نامید. در اسلام تعصب ملّی و نژادی که به مردم تلقین میکنند تا خودشان بر گروهی حکمرانی و فرمانفرمائی کنند وجود ندارد. چون آیه 13 سوره حجرات سوره 49 میفرماید: ای مردم ما شما را از مرد و زنی (یا زن و مرد شما را) آفریدیم (همگی یک خانواده هستید) و شما را ملت‌ها و قبیله‌ها ساختیم (البته به دست خود انسان‌ها) برای اینکه یکدیگر را بشناسید. گرامیترین شما پیش خدا کسانی هستند که پرهیزکارتر باشند (نه اینکه از فلان نژاد و ملیّت باشند) چون خدا دانا و آگاه است. لذا مسلمان واقعی بر پایه نیکوکاری و تقوی با دیگران همفکری و همکاری و همیاری میکند نه بر پایه گناه و دشمنی و ظلم. آیه 44 و 45 بقره سوره دوم میفرماید: آیا دیگران را به نیکوکاری امر میکنید و خودتان را فراموش میکنید (که باید آن را بکنید) در صورتی که کتاب الهی را می‌خوانید (می‌بینید که دستور برای همه است و شما هم باید آن را انجام دهید) آیا این حقیقت را تشخیص نمی‌دهید؟!! و در کارها از صبر (استقامت) و نماز کمک بگیرید. اینکار سخت است مگر برای کسانی که از (عذاب) خدا میترسند. آیه 153 سوره بقره میفرماید: ای افراد با ایمان (که به رسالت محمد ص و الهی بودن قرآن ایمان دارید. ای مسلمانان که تسلیم حکم و نظر خدا که در قرآن است شده‌اید.) از صبر و نماز کمک بگیرید. چون خدا با افراد با استقامت (صبور و مقاوم) است. آیه 128 اعراف سوره هفتم میفرماید: موسی به قومش گفت از خدا کمک بخواهید و صبر و استقامت داشته باشید. چون زمین مال خدا است، آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد میدهد. پایان کار به نفع افراد با تقوی است. تقوی یعنی تسلط بر نفس و بنده دل و تصورات خود نبودن.

یعقوب به فرزندانش گفت: از خدا برای این چیزی که می‌گوئید باید کمک خواست. آیه 18 سوره یوسف، سوره دوازدهم . پیغمبر ص در دعای خود در آیه 112آیه آخر سوره انبیاء سوره بیست و یکم گفت خداوندا به حق حکم کن. خداوند ما بخشنده و بر آنچه میگوئید کسی است که باید از او کمک خواست.

آیه 4 فرقان سوره 25 میفرماید: کسانی که منکر (الهی بودن قرآن و رسالت پیغمبر ص) بودند گفتند این دروغی است که پیغمبر بافته و سر هم کرده و به خدا افترا زده و عده دیگری در اینکار به او کمک کرده اند. محققاً آنها ظلم و دروغ را آورده‌اند. دروغ میگویند و با دروغ خود ستم میکنند و آیه 5 فرقان میگوید: کافران (مستکبران) گفتند این داستان‌های افسانه‌ای گذشتگان است که پیغمبر خواسته برای او نوشته شود (آن توسط همکارانش که به او کمک میکنند) صبح و شب بر او خوانده میشود.

امروزه هم خیلی از منکران از این حرف‌ها میزنند. این وظیفه مسلمانان است که اعجاز ریاضی قرآن را به افراد غیر متعصّب آنها که اجازه فکر کردن بخود میدهند بفهمانند که قرآن کار محمد بیسواد 14 قرن پیش عربستان و تمام مددکارانی که میگویید به او کمک کرده‌اند نیست و مردم با سواد امروزی هم با استفاده از کامپیوتر نمی‌توانند چنین روابطی در گفتار خود بیاورند با توجه به اینکه در آن زمان چرتکه هم وجود نداشت چه رسد به کامپیوتر و مردم نمی‌توانستند رقم صد میلیونی را حساب کنند چه رسد به ارقام سرسام آور این روابط. چون عقل یعنی قدرت تشخیص درست و غلط به انسان‌ها داده شده ولی باید درست به او نشان داده شود تا متوجه غلط‌هائی که وجود دارد بشود. حق آمد و باطل از بین رفت. باطل از بین رفتنی است. آیه 81 سوره 17 سوره اسراء. ولی باید حق گفته شود تا باطل از بین برود.