53


شیعه واقعی 2

شیعه واقعی قرآنی است

شیعه واقعی کسی است که از راهنمائی‌های امام خود پیروی میکند. چون میداند امامش مسلمان یعنی تسلیم حکم خدا بوده و از قرآن اطلاع کامل داشته و تسلیم حکم و نظر خداوند که در قرآن است بوده. حالا به سخنان علی علیه‌السلام امام اول شیعیان گوش کنیم تا شیعه واقعی را از شیعه اسمی تشخیص دهیم. علی علیه‌السلام در سخن کوتاه، 102 یا 105 نهج‌البلاغه میفرماید: : إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَيْكُمُ‏الْفَرَائِضَ، فَلاَ تُضَيِّعُوهَا؛ وَ حَدَّلَكُمْ حُدُوداً، فَلاَ تَعْتَدُوهَا؛ وَ نَهَاكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ، فَلاَ تَنْتَهِكُوهَا؛ وَ سَكَتَ لَكُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ لَمْ يَدَعْهَا نِسْيَاناً، فَلاَ تَتَكَلَّفُوهَا. الله (خداوند) واجباتی را بر شما واجب کرده آنها را ضایع نکنید، و برای شما حدودی تعیین کرده از آنها تجاوز نکنید، و شما را از چیزهائی نهی کرده حرمت آن را از بین نبرید، و در مورد چیزهائی ساکت مانده (چیزی نگفته) و آنها را از روی فراموشی ترک نکرده خودتان را در باره آنها به زحمت نیندازید. خدا آنها را فراموش نکرده که بگوید بلکه لازم ندانسته که بگوید. شما در باره آنها بخود زحمت ندهید و مسئله تراشی نکنید.

شیعه واقعی نظر امام خود را قبول دارد و آن را رد نمیکند و معتقد است آنچه خداوند در قرآن نگفته لازم نبوده وگرنه بخاطر فراموشی نبوده که از آنها حرفی نزده.

علی علیه‌السلام در خطبه 175 یا 176 نهج‌البلاغه می‌فرماید: وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى أَحَدٍ بَعْدَ الْقُرْآنِ مِنْ فَاقَةٍ وَ لاَ لِأَحَدٍ قَبْلَ الْقُرْآنِ مِنْ غِنًى و بدانید که هیچکس بعد از قرآن (در دین) کمبودی ندارد. و هیچکس قبل از قرآن در دین بی نیاز نیست. و میفرماید: فَإِنَّهُ يُنَادِي مُنَادٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: أَلاَ إِنَّ كُلَّ حَارِثٍ مُبْتَلىً فِي حَرْثِهِ وَ عَاقِبَةِ عَمَلِهِ، غَيْرَحَرَثَةِ الْقُرْآنِ . فَكُونُوا مِنْ حَرَثَتِهِ وَ أَتْبَاعِهِ. ندا دهنده‌ای روز قیامت فریاد میزند بدانید که هر کس که چیزی میکارد گرفتار کاشته خود و عاقبت کاری که کرده میباشد غیر از کسانی که قرآن میکارند و از آن پیروی میکنند، بنابراین شما از کسانی باشید که قرآن میکارند و از قرآن پیروی میکنند. و میفرماید: وَ اتَّهِمُوا عَلَيْهِ آرَاءَكُمْ، عقاید و نظرهای (دینی) خودتان را در مقابل قرآن (به غلط بودن) متهم کنید. یعنی اگر شما نظری داشتید و دیدید قرآن نظر دیگری دارد بدانید شما با کسانی که آن را به شما یاد داده‌اند اشتباه کرده‌اید نه خداوند. آیا از این سخنان نمی‌فهمید که قرآن در دین کافی است.

آیا شیعه واقعی یعنی پیرو واقعی امام نظر امام خود را قبول دارد و از دستور او پیروی میکند یا نمیکند؟ آیا قرآن را کافی میداند و قبول دارد که شخص مسلمان بعد از قران کمبودی در دین خود ندارد یا نه؟ و آیا دستور امام ع را که میفرماید: از کسانی باشید که قرآن میکارند و از قرآن پیروی میکنند. را اجرا میکند یا نمیکند؟ و آیا دستور امام خود را که میفرماید عقاید و نظرهای خود را در باره دین در مقابل قرآن به غلط بودن متهم کنید. را بکار می‌بندد یا نه؟ و آیا برای اینکار قرآن را برای فهمیدن و بکار بستن و درست کردن عقاید و اعمال خود میخواند و در آن تدبّر میکند یا نه؟ بخصوص که خداوند و صاحب اختیار همه مردم و همه پیغمبران در آیه آخر سوره مزّمل سوره 73 قرآن میفرماید: فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ. تا آنجا که میتوانید قرآن بخوانید. و آیه 45 عنکبوت سوره 29 میفرماید: اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ قرآن را تا آنجائی که به تو وحی شده بخوان، و نماز را بپا دار؛ چون نماز از کارهای زشت و ناروا جلوگیری می‌کند. و آیه 82 نساء سوره 4 و آیه 24 سوره محمد سوره 47 میفرماید: أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ؟ آیا در (آیات) قرآن فکر و اندیشه نمی‌کنند؟! و آیه 29 ص سوره 38 میفرماید: كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ . قرآن کتاب مبارکی است که ما آن را به تو نازل کردیم تا مردم در آیاتش فکر و اندیشه کنند و خردمندان متوجه شوند.

علی علیه‌السلام در خطبه 18 نهج‌البلاغه در باره مذمّت از اختلاف علما در فتوی (اظهار نظر و عقیده شخصی خود) مثل اینکه فریاد میکشد که إِلهُهُمْ وَاحِدٌ! وَ نَبِيُّهُمْ وَاحِدٌ! وَ كِتَابُهُمْ وَاحِدٌ! أَفَأمَرَهُمُ اللَّهُ - سُبْحَانَهُ - بِالْاختِلافِ فَأَطَاعُوهُ! أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ ؟ أمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً ناقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَى إِتْمامِهِ! أَمْ كانُوا شُرَكاءَ لَهُ، فَلَهُمْ أَنْ يَقُولُوا وَ عَلَيْهِ أَنْ يَرْضَى؟ أمْ أنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِيناً تَامًّا فَقَصَّرَ الرَّسُولُ‏صلى الله عليه وآله وسلم عَنْ تَبْلِيغِهِ وَ أَدَائِهِ، وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ قَالَ: فِيهِ تِبْيَانٌ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ. معبود آنها یکی است؛ و پیغمبرشان یکی است؛ و کتابشان یکی است؛ آیا الله (خداوند) به آنها دستور اختلاف نظر داشتن داده و آنها هم اطاعت کرده‌اند؟ یا (مطابق آیه 103 و 105 آل‌عمران و آیه 46 انفال) آنها را از اختلاف نهی کرده و آنها از دستور او سرپیچی کرده‌اند؟ یا الله (خداوند) سبحان دین ناقصی فرستاده و از آنها کمک خواسته که آن را کامل کنند؟ یا آنها شریک خداوند هستند و حق دارند هر چه خواستند بگویند و خداوند هم وظیفه دارد هر چه آنها گفتند بپذیرد؟ یا الله (خداوند) سبحان دین کاملی فرستاده و پیغمبر ص از تبلیغ و رساندن آن به مردم کوتاهی کرده؟ در صورتیکه الله (خداوند) سبحان میفرماید: از هیچ چیز در قرآن فروگذار نکردیم (البته از امور لازم در دین) و گفته است: در قرآن بیان هر چیزی وجود دارد. (البته از اموری که در دین لازم است). چون دین آمده دنیای پاکی بسازد که در آن اثری از ظلم و فساد و فقر و جهل و وحشیگری و خرد شدن شخصیت انسان‌ها نباشد. (به آیه 25 حدید سوره 57 و آیه 56 اعراف و آیه 24 و 25 معارج سوره 70 و آیه 2 جمعه سوره 62 و آیه 64 آل‌عمران مراجعه کنید.) آیا از این سخنان شما نمی‌فهمید که دین کامل است و پیغمبر هم در تبلیغ آن کوتاهی نکرده؟ من که اینطور می‌فهمم، شما چطور؟

اشاره علی علیه‌السلام در دو قسمت آخر به آیه 38 انعام سوره 6 و آیه 89 نحل سوره 16 قرآن است که خداوند در آیه 38 انعام میفرماید: ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‏ءٍ. در باره هیچ چیز در قرآن فروگذار نکردیم. البته چیزهائی که مربوط به هدف دین و ساختن یک دنیای پاک است که در آن اثری از ظلم و فساد و فقر و جهل و وحشیگری و خرد شدن شخصیت انسان‌ها نباشد. و آیه 89 نحل میفرماید: وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ. قرآن را که بیان هر چیز و هدایت و رحمت و بشارتی برای افرادی است که تسلیم خدا هستند بر تو نازل کردیم. خداوند در آیه 3 مائده سوره 5 میفرماید: الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً. امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما پسندیدم و ساختم. اسلام یعنی تسلیم خدا بودن و دین تمام پیغمبران خدا ص اسلام بود. چون مردم را به اطاعت از احکام خدا و تسلیم او بودن دعوت میکردند. سوره مائده آخرین سوره‌ای است که به پیغمبر نازل شده و 89 درصد آیات آن در هیچ جای قرآن غیر از این سوره نیامده و حکم وضو، خوردنی‌های حرام بطور کامل، و مجازات دزد و خرابکاران و حرمت شرابخواری فقط در این سوره آمده است. شما اگر خود را شیعه واقعی علی علیه‌السلام میدانید بارها و بارها این مقاله و این آیات و این سخنان علی علیه‌السلام را بخوانید و در باره آنها کاملاً فکر کنید و ببینید آیا شما هم عقیده پیدا میکنید که شیعه واقعی علی علیه‌السلام قرآنی است و قرآن را کامل میداند و در دین احتیاج به هیچ چیز دیگری ندارد بخصوص به احادیثی که لااقل 250 تا 400 سال بعد از پیغمبر نوشته شده است. این احادیث تنها کاری که کرده این بوده که مردم را از توجه به قرآن بازداشته و سر مردم را گرم کرده و آنها را از توجه به وظیفه مسلمان که ساختن یک دنیای پاک است منحرف کرده است.

امام صادق علیه‌السلام در حدیث 62 صفحه 250 جلد دوم بحارالانوار چاپ جدید میفرماید: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا مَا خَالَفَ قَوْلَ رَبِّنَا تَعَالَى وَ سُنَّةَ نَبِيِّنَا مُحَمَّدٍ ص فَإِنَّا إِذَا حَدَّثْنَا قُلْنَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله. از الله (خداوند) بترسید و از قول ما سخنی که بر خلاف قول صاحب اختیار متعال ما و سنّت پیغمبر ما محمد ص باشد قبول نکنید. چون ما وقتی سخن بگوییم میگوئیم الله (خداوند) عزّ و جلّ فرمود و رسول الله (فرستاده خداوند) فرمود: و امام رضا علیه‌السلام در همین صفحه همین حدیث میفرماید: فَلَا تَقْبَلُوا عَلَيْنَا خِلَافَ الْقُرْآنِ فَإِنَّا إِنْ تَحَدَّثْنَا [حَدَّثْنَا] حَدَّثْنَا بِمُوَافَقَةِ الْقُرْآنِ وَ مُوَافَقَةِ السُّنَّةِ إِنَّا عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ نُحَدِّثُ. از قول ما سخنی که بر خلاف قرآن باشد نپذیرید. چون اگر ما حرفی بزنیم مطابق قرآن و مطابق سنّت (پیغمبر) سخن میگویم. ما از الله (خداوند)و از پیغمبرش نقل قول می‌کنیم. امام صادق علیه‌السلام در حدیث 63 آن در صفحه 250 میفرماید: فَكُلُّ مَا كَانَ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي ع مِنَ الْغُلُوِّ فَذَاكَ مِمَّا دَسَّهُ الْمُغِيرَةُ بْنُ سَعِيدٍ فِي كُتُبِهِمْ هر غلوی (مبالغه گوئی. اغراق گوئی. گزافه گویی) که در کتابهای اصحاب پدرم وجود دارد از چیزهائی است که مغیره بن سعید وارد کتابهای آنها کرده است. و در حدیث 62 آن میفرماید: إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِي كُتُبِ أَصْحَابِ أَبِي أَحَادِيثَ لَمْ يُحَدِّثْ بِهَا أَبِي. مغیره ابن سعید در کتاب‌های اصحاب پدرم احادیثی را وارد کرده که پدرم چنان حرفهائی نزده. و امام رضا علیه‌السلام در همین حدیث از اینکار ابی الخطاب سخن میگوید.

شخصی از علی علیه‌السلام در آخر حدیث 29 صفحه 300 جلد دوم بحارالانوار می‌پرسد: یا اَمیرالمُومِنینَ مِمَن نَساَلُ بَعدَکَ وَ عَلی ما نَعتَمِدُ؟ قالَ: اِستَفتِحوُا کِتابَ الله، فَانَّهُ اِمامٌ مُشفِقٌ، وَ هادیٍ مُرشِدٌ، وَ واعِظٌ ناصِحٌ، وَ دَلیلٌ یُؤدِی اِلی جَنَّهِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ. ای امیرمؤمنان ؛ بعد از شما از چه کسی سؤال کنیم و به چه چیزی اعتماد کنیم؟ فرمود: از کتاب الله (خداوند) (یعنی از قرآن) بخواهید که جواب مشکل شما را بدهد. چون قرآن امامی است دلسوز. و راهنمائی است که ارشاد میکند؛ و واعظی است که نصیحت میکند؛ و راهنمایی است که شما را به بهشت الله (خداوند) عزّ و جلّ می‌رساند.

امام صادق در حدیث 20 صفحه 225 جلد دوم بحارالانوار میفرماید: فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ. آنچه مطابق قرآن (کتاب الله) است بگیرید و هر چه بر خلاف قرآن (کتاب الله) است ترک کنید.

پیغمبر ص در حدیث 5 صفحه 227 آن میفرماید: اِنَّهُ سَیُکذَبُ عَلی کَما کُذِبَ عَلی مَن کانَ قَبلی؛ فَما جاءَکُم عَنی مِن حَدیثٍ وافَقَ کِتابَ اللّهِ فَهُوَ حَدیثی؛ وَ أما ما خالَفَ کِتابَ اللّهِ فَلَیسَ مِن حَدیثی. از قول من دروغ گفته خواهد شد همان طور که از قول کسانی که قبل از من بودند دروغ گفته شده. بنابراین هر حدیثی که از قول من برای شما نقل شد (آمد) که موافق قرآن (کتاب الله) بود سخن من است؛ اما حدیثی که مخالف قرآن (کتاب الله) بود سخن من نیست. مسلمان واقعی در دین هر سخنی را که مطابق و موافق قرآن باشد از هر دهنی که باشد می‌پذیرد و هر سخنی را که بر خلاف قرآن باشد از هر کسی و هر دهنی که باشد نمی‌پذیرد. چون خداوند در آیه 18 زمر سوره 39 میفرماید: فَبَشِّرْ عِبادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ. به آن دسته از بندگان من که به حرفها گوش میدهند و از بهترین حرف پیروی میکنند مژده بدهد چنین افرادی کسانی هستند که الله (خداوند) هدایتشان کرده و آدم‌های عاقل (خردمند) چنین افرادی هستند.

این نظر امام‌های شیعه علیهم‌السلام است که قرآن را کافی میدانند اما در مورد سنّت پیغمبرص

اولاً باید بدانیم که تا زمان عمر ابن عبدالعزیز به کسی اجازه داده نمیشد که حدیثی از قول پیغمبر نوشته شود. عمر ابن عبدالعزیز در سال 99 هجری تا 101 هجری خلیفه مسلمانان بود یعنی لااقل 90 سال بعد از پیغمبر اجازه داده شد که مردم حدیث پیغمبر را بنویسند. معلوم است که در طول این مدت چه بلائی به سر سخن می آید ثانیاً مسلمان واقعی میداند که پیغمبر مسلمان کامل یعنی کاملاً تسلیم حکم خداوند بود و حرفی بر خلاف قرآن نمیزد و کاری بر خلاف قرآن نمیکرد. چون آیه 14 انعام سوره 6 میفرماید: قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ . به من دستور داده شده که اولین مسلمان باشم. یعنی بیشتر از همه خودم مسلمان یعنی تسلیم حکم و نظر خداوند باشم. آیه 163 انعام و 91 نمل سوره 27 و آیه 12 زمر سوره 39 و آیه 66 غافر یا مؤمن سوره 40 را هم ببینید. آیه 106 انعام سوره 6 به پیغمبر میفرماید: اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . از آنچه از صاحب اختیارت به تو وحی شده پیروی کن. آیه 109 یونس سوره 10 و آیه 2 احزاب سوره 33 را هم ببینید. آیه 50 انعام سوره 6 به پیغمبر میفرماید: قُلْ ... إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ. بگو ... من فقط از آنچه بمن وحی میشود پیروی میکنم. آیه 203 اعراف سوره 7 و آیه 15 یونس و آیه 9 احقاف سوره 46 را هم ببینید.

شیعه واقعی سخن پیغمبر و امام خود را می‌پذیرد و از قرآن پیروی میکند، چون میداند از قول پیغمبر و امام ص دروغ‌های زیادی گفته‌اند و میگویند.

مسلمان واقعی یعنی کسی که واقعاً تسلیم حکم و نظر خداوند است و قرآن را خوانده و از آن اطلاع دارد میداند که خداوند در آیه 3 اعراف سوره 7 میفرماید: اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ. از آنچه از صاحب اختیارتان به شما نازل شده پیروی کنید؛ و از اولیائی غیر از آن پیروی نکنید. و آیه 44 و 45 و 47 مائده میفرماید: ... مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ ... هُمُ الظَّالِمُونَ ... هُمُ الْفاسِقُونَ. کسانی که مطابق آنچه الله نازل کرده حکم نکنند کافر هستند ... ظالم هستند ... فاسق هستند. فاسق کسی است که از حکم خداوند اطاعت نمیکند. و آیه 49 مائده میفرماید: وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ. بین آنها مطابق آنچه الله نازل کرده حکم کن و از دلخواه آنان پیروی نکن. و مواظب باش که تو را از بعضی چیزهائی که الله نازل کرده منحرف نکنند.

شیعه واقعی قرآن را تنها کتاب دینی خود میداند و آن را با دقت تمام تا آنجا که بتواند میخواند و آن را خوب می فهمد و مطابق آن حکم و اظهار نظر میکند.

چون میداند اطاعت کورکورانه از دستور و نظر کسی غیر از خداوند شرک و بر خلاف توحید است. چون خداوند در آیه 31 توبه سوره 9 میفرماید: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ. دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیای خود و مسیح ابن مریم را ارباب (صاحب اختیار) خود گرفتند. در صورتی که به آنها دستور داده شده که فقط بندگی (اطاعت محض و بدون چون و چرا از) الله بکنند. معبودی (وجودی که ارزش این را داشته باشد که انسان بنده یعنی مطیع محض او باشد و در مقابلش ابراز حقارت بکند) غیر از معبود واحد (یعنی خداوند) وجود ندارد. خداوند خیلی بالاتر از این چیزهایی است که شریک او میسازند. خداوند خالق خالق جهان کجا و یک انسان محتاج و ضعیف کجا؟

امام صادق علیه‌السلام در حدیث اول و سوم باب التقلید صفحه 68 کتاب فضل علم جلد اول اصول کافی چاپ دفتر نشر و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام تقلید را شریک می‌داند و در باره این آیه میفرماید: وَ اللّهِ مَا دَعَوْهُمْ إِلَى عِبَادَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ دَعَوْهُمْ مَا أَجَابُوهُمْ وَ لَكِنْ أَحَلّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَعَبَدُوهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ. به خدا قسم، دانشمندان دینی و زاهدان تارک دنیا آنها را به بندگی خودشان دعوت نکردند؛ و اگر هم میکردند آنها قبول نمیکردند. ولی دانشمندان و تارکان دنیا حرام را برای آنها حلال کردند و حلال را بر آنها حرام کردند. بنابراین مردم (با پیروی از آنها) بدون اینکه متوجه باشند بنده (مطیع محض) آنها شدند.

و در حدیث سوم آن میفرماید: وَ اللّهِ مَا صَامُوا لَهُمْ وَ لَا صَلّوْا لَهُمْ وَ لَكِنْ أَحَلّوا لَهُمْ حَرَاماً وَ حَرّمُوا عَلَيْهِمْ حَلَالًا فَاتّبَعُوهُمْ. به خدا قسم مردم برای آنها روزه نگرفتند و نماز نخواندند. ولی آنها حرام را برای آنها حلال کردند و حلال را بر آنها حرام کردند. آنها هم از آنها پیروی کردند. این پیروی کورکورانه و جاهلانه در اسلام شرک است.

فقه نظر شخصی فقیه است و به هیچ وجه جزو دین محسوب نمیشود. علامه طباطبایی در صفحه 44 کتاب اسلام و احتیاجات واقعی هر عصر چاپ کانون انتشارات محمدی مینویسد: البته اینگونه مقررات بحسب اصطلاح دین، احکام و شرایع آسمانی محسوب نمیشود و دین نامیده نمیشود.

خداوند در آیه 31 نساء سوره 4 میفرماید: إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً. اگر شما از کبائر چیزهائی که از آن نهی شده‌اید (گناهان بزرگ) اجتناب کنید، گناهان دیگر شما را ندیده می‌گیریم و شما را با احترام وارد بهشت میکنیم. میدانیم که خداوند دروغ نمیگوید و بنده خود را گول نمیزند و فریب نمیدهد.

در این آیه می‌بینیم که خداوند میگوید در آنچه از آن نهی شده‌اید اگر بزرگ‌های منهیات (گناهان بزرگ) را انجام ندهید کوچک‌های آن را ندیده میگیریم و پای حساب نمی‌آوریم چه رسد به آنچه در قرآن اثری از آن نمی‌بینید و از آن نهی نشده‌اید.

مسلمانان باید با مشورت بین خود بهترین راه را پیدا کنند و اگر اشتباه کردند آن را اصلاح کنند ولی هیچگاه نباید آن را پای دین بگذارند. فقط باید سعی کنند در اینکار احکام و نظرهای خداوند را در نظر داشته باشند و دستوری بر خلاف آن ندهند. خداوند در آیه 38 شوری میفرماید: وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ. کارشان با مشورت بین خودشان صورت میگیرد. یعنی در هر مسئله‌ای افراد کاردان و مطلع گرد می‌آیند و با هم به تبادل نظر و بحث در باره یافتن بهترین راه اجرا می‌پردازند. این احکام و نظرهای خداوند بود و این نظر پیغمبر ص و امام‌های شیعه علیهم‌‌السلام بود. تا شما چه بگوئید و نظر امام را قبول داشته باشید یا نه.