4


حکم سنگسار در تورات

در شماره 3 تا 17 باب 20 خروج، کتاب دوم عهد عتیق و شماره 7 تا 21 باب 5 تثنیه، کتاب پنجم عهد عتیق 10 فرمان خدا به موسی آمده که عبارت است از: 1- تو را خدایان غیر از من نباشد. 2- صورتی تراشیده و هیچ تمثالی ... برای خود مساز. نزد آنان سجده مکن و آنها را عبادت منما ... 3- نام یهوه خدای خود را به باطل مبر... 4- روز سَبْت (شنبه) را یاد کن... اما روز هفتمین سبت یهوه خدای تو است در آن هیچ کار مکن ... 5- پدر و مادر خود را احترام نما ... 6- قتل مکن ... 7- زنا مکن ... 8- دزدی مکن . 9- بر همسایه خود شهادت دروغ مده. 10- بخانه همسایه خود ... و به هیچ چیزی که از آنِ (مالِ) همسایه تو باشد طمع مکن. شماره 6 تا 10 باب 13 تثنیه میگوید: اگر برادرت که پسر مادرت باشد یا پسر یا دختر تو یا زن هم آغوش تو یا رفیقت که مثل جان تو باشد تو را در خفا اغوا کند (وسوسه کند) و گوید برویم و خدایان غیر را که تو و پدران تو نشناختيد عبادت نمائیم ... او را قبول مکن و او را گوش مده و چشم تو بر وی رحم نکند و بر او شفقت منما و او را پنهان مکن. البته او را بقتل رسان ... و او را سنگسار نما تا بمیرد چون که میخواست تو را از یهوه خدایت ... منحرف سازد. شماره 16 باب 24 لاويان، كتاب سوم عهد عتيق میگوید: هر که اسم یهوه (خدا) را کفر گوید هر آینه کشته شود. تمامی جماعت او را البته سنگسار کنند خواه غریب خواه متوطن چون اسم را کفر گفته است کشته شود. شماره 13 تا 16 باب 13 تثنيه مي‌گويد: اگر در باره یکی از شهرهائی که یهوه خدایت برای سکونت میدهد خبر یابی که بعضی پسران بلّیعان از میان تو رفته ساکنان شهر خود را منحرف ساخته گفته‌اند برویم و خدایان غیر را که نشناخته‌اید عبادت نمائیم ... اگر این امر صحیح و یقین باشد ... البته ساکنان آن شهر را به دَم شمشیر بکش و آنها را با هر چه در آن است و بهایمش (چهارپایانش) را به دَم شمشیر هلاک نما ... و شهر را با غنیمتش برای یهوه خدایت با آتش بالکل بسوزان. شماره 32 تا 36 باب 15 اعداد کتاب چهارم عهد عتیق میگوید: چون بنی‌اسرائیل در صحرا بودند کسی را یافتند که در روز سبت (شنبه) هیزم جمع میکرد ... خداوند به موسی گفت این شخص البته کشته شود. تمامی جماعت او را بیرون از لشکرگاه با سنگ‌ها سنگسار کنند. پس تمامی جماعت او را بیرون از لشکرگاه آورده او را سنگسار کردند و بمرد.

شماره 18 تا 21 باب 21 تثنیه میگوید: هر کسی را پسری سرکش و فتنه انگیز باشد که سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد و هر چه او را تأدیب نمایند ایشان را نشنود پدر و مادرش او را گرفته نزد مشایخ شهرش به دروازه محله‌اش بیاورند و به مشایخ شهرش گويند این پسر ما سرکش و فتنه انگیز است، سخن ما را نمی‌شنود و مسرف و میگسار است. پس جمیع اهل شهرش او را با سنگ سنگسار کنند تا بمیرد. شماره 13 تا 29 باب 22 تثنیه میگوید: اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدو در آید او را مکروه دارد... و گوید این زن را گرفتم و چون به او نزدیکی نمودم او را باکره نیافتم، آنگاه پدر و مادر دختر علامت بکارت دختر را برداشته نزد مشایخ شهر نزد دروازه بیاورند و پدر دختر به مشایخ بگوید دختر خود را به این مرد به زنی داده‌ام و از او کراهت دارد و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده میگوید دختر تو را باکره نیافتم و علامت بکارت دختر من این است. پس جامه را پیش مشایخ شهر بگسترانند پس مشایخ آن شهر آن مرد را گرفته تنبیه کنند و او را صد مثقال نقره جریمه نموده به پدر دختر بدهند چونکه بر باکره اسرائیل بدنامی آورده است و او زن او خواهد بود و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند. لیکن اگر این سخن راست باشد و علامت بکارت آن دختر پیدا نشود آنگاه دختر را نزد در خانه پدرش بیرون آورند و اهل شهرش او را با سنگ سنگسار نمایند تا بمیرد ... اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری هم بستر شده باشد پس هر دو یعنی مردی که با زن خوابیده است و زن کشته شوند ... اگر دختر باکره‌ای بمردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته با او هم بستر شود پس هر دوی ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده ایشان را با سنگ‌ها سنگسار کنند تا بمیرند ... اما اگر آنمرد دختری نامزد را در صحرا یابد و آن مرد به او زور آورده با او بخوابد پس آن مرد که با او خوابیده تنها کشته شود... اگر مردی دختر باکره‌ای را که نامزد نباشد بیابد و او را گرفته با او هم بستر شود و گرفتار شوند آنگاه آن مرد که با او خوابیده است پنجاه مثقال نقره به پدر دختر بدهد و آن دختر زن او باشد چونکه او را ذلیل ساخته است و در تمامی عمرش نمیتواند او را رها کند.

می‌بینیم که سنگسار زنا در تورات آمده است و در قرآن حکم سنگسار در مورد زنا و هیچ جرم دیگری وجود ندارد. ولی این افراد بی وجدان با استفاده از بی اطلاعی مدعیان مسلمانی که از کتاب الهی خود اطلاعی نداشتند چنین نسبتی به قرآن دادند و نا مسلمانان مدعی مسلمانی هم حرف آنها را قبول کردند.

اما مجازات زنا در انجیل. شماره 3 باب هشتم انجیل یوحنا، کتاب چهارم عهد جدید (مشهور به انجيل) میگوید: ناگاه کاتبان و فریسیان (دو دسته از یهودیان) زنی را که در زنا گرفته شده بود پیش او (عيسي ع) آوردند و او را در میان بر پا داشته بدو گفتند ای استاد این زن در عین عمل زنا گرفته شد و موسی در تورات به ما حکم کرده است که چنین زنان سنگسار شوند اما تو چه میگویی؟ و این را از روی امتحان بدو گفتند تا ادعائی بر او پیدا کنند. اما عیسی سر بزیر افکنده به انگشت خود بر زمین مینوشت و چون در سؤال کردن الحاح مینمودند راست شده بدیشان گفت هر که از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد و باز سر بزیر افکنده بر زمین مینوشت. پس چون شنیدند از ضمیر خود ملزم شده از مشایخ شروع کرده تا به آخر یک یک بیرون رفتند و عیسی باقی ماند با آن زن که در میان ایستاده بود ... عیسی گفت من هم بر تو فتوی نمیدهم برو دیگر گناه مکن. و از آنها نپرسید که مردی که با او زنا میکرد و آنها را در عین زنا دیده‌اید کجا است؟ چون هر دو باید سنگسار شوند. آن هم بشرط اینکه دختر باید باکره و نامزد شخصي باشد. آیا این شرط وجود داشته یا نه؟ چون شوهر او از او شکایت نکرده و حالت اول نبوده و اینکار در صحرا هم صورت نگرفته و مشایخ شهر هم به او نگفتند شرط اینکه کسی که گناه نکرده اول بر او سنگ اندازد در تورات وجود ندارد.

نویسندگان تورات و انجیل هر چه خواسته‌اند نوشته‌اند و هر داستانی که خواسته‌اند سر هم کرده‌اند و دیده‌اند مردم فکرشان متوجه داستان میشود و متوجه نقاط ضعف آن نیستند.

در قرآن حکم سنگسار وجود ندارد چه در مورد زنا چه در باره هیچ جرم دیگری. فقها این حکم را از تورات گرفته‌اند.