3


خشونت در تورات

آنطور که تورات (كتاب عهد عتیق) میگوید : موسی بنی‌اسرائیل را از مصر بیرون آورد. آنها سرزمینی نداشتند. شماره 51 تا 53 باب 33 اعداد کتاب چهارم عهد عتیق میگوید: خدا به موسی خطاب کرده گفت: بنی‌اسرائیل را خطاب کرده به ایشان بگو چون از اردن به زمین کنعان عبور کنید جمیع ساکنان زمین را از پیش روی خود اخراج نمائید و تمامی صورت‌های ایشان را خراب کنید و تمامی بت‌های ریخته شده ایشان را بشکنید و همه مکان‌های بلند ایشان را منهدم سازید و زمین را به تصرف در آورده و در آن ساکن شوید زیرا که آن زمین را به شما دادم تا مالک آن باشید. شماره 2 و 3 باب 21 اعداد میگوید: اسرائیل برای خدا نذر کرده گفت اگر این قوم را بدست من تسلیم نمائی شهرهای ایشان را بالکل هلاک خواهم ساخت. پس خداوند دعای اسرائیل را مستجاب فرموده کنعانیان را تسلیم کرد و ایشان شهرهای ایشان را بالکل هلاک ساختند و آن مکان حُرمه نامیده شد. شماره 7 تا 18 باب 31 اعداد میگوید: با مدیان بطوری که خداوند موسی را امر فرموده بود جنگ کرده همه ذکوران را کشتند. در میان کشتگان ملوک مدیان یعنی اَوی و راقم و صور و حور و رابع پنج پادشاه مدیان را کشتند... زنان مدیان و اطفال ایشان را به اسیری بردند و جمیع بهایم و جمیع مواشی (حیوانات) ایشان و همه املاک ایشان را غارت کرده و تمامی شهرها و مساکن و قلعه‌های ایشان را با آتش سوزانیدند... موسی غضبناک شد و به ایشان گفت ... الآن هر ذکوری از اطفال (بچه‌ها) را بکشید و هر زنی را که مرد را شناخته با او هم بستر شده باشد بکشید و از زنان هر دختری را که مرد را نشناخته و با او هم بستر نشده برای خود زنده نگاه دارید. در صورتیکه فرعون دستور داده بود پسران تازه متولد شده را بکشید. (شماره 16 باب اول خروج، کتاب دوم عهد عتیق) شماره 1 و 2 باب 7 تثنیه، کتاب پنجم عهد عتیق میگوید: چون یهوه خدایت تو را به زمینی که برای تصرفش به آنجا میروی درآورد و امت‌های بسیاری را که حِتیان و جِرجاشیان و اَموریان و کنعانیان و فِرِزیان و حِوّیان و یَبوسیان هفت امت بزرگتر و عظیم تر از تو باشند اخراج نماید و چون یهوه خدایت ایشان را بدست تو تسلیم نماید و تو ایشان را مغلوب سازی آنگاه ایشان را بالکل (تمامی) هلاک کن و با ایشان عهد مبند و بر ایشان ترحم منما. شماره 13 تا 16 باب 20 تثنیه میگوید: چون یهوه خدایت آن را به دست تو بسپارد جمیع ذکورانش را به دَم شمشیر بکش، لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد یعنی تمام غنیمتش را برای خود به تاراج ببر و غنایم دشمنان خود را که یهوه خدایت به تو دهد بخور ... هیچ ذی نفس (موجود زنده) را زنده مگذار. اینها در باره موسی است.

همانطور که می‌بینیم در كتاب عهد عتیق (سلام بر او: موسی) وجود ندارد ولی آیه 120 صافات سوره 37 میفرماید: سلام بر موسی و هارون.

یوشع جانشین موسی ع در بین بنی‌اسرائیل بود و فتوحات بعد از موسی ع را انجام داد. شماره 21 باب 6 صحیفه یوشع، کتاب ششم عهد عتیق، در باره اَریحا میگوید: هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پیر حتی گاو و گوسفند و الاغ را به دَم شمشیر هلاک کردند. شماره 23 و 24 باب 8 آن میگوید: مَلِک عای را زنده گرفته او را نزد یوشع آوردند و واقع شد که چون اسرائیل از کشتن همه ساکنان عای که در صحرا و بیابانی که ایشان را در آن تعاقب مینمودند فارغ شدند و همه آنها از دم شمشیر افتاده هلاک گشتند تمامی اسرائیل به عای برگشته آنها را به دَم شمشیر کشتند. همه کسانی که در آن روز از زن و مرد افتادند دوازده هزار نفر بودند یعنی تمام مردمان عای . شماره 28 باب 10 آن میگوید: در آن روز یوشع مَقِّیَدرا گرفت و آن و مَلِکش را به دم شمشیر زده ايشان و همه نفوسی را که در آن بودند هلاک کرد و کسی را باقی نگذاشت. و شماره 30 آن در باره لِبْنَه میگوید: خداوند آن را نیز با مَلِکش به دست اسرائیل تسلیم نمود. پس آن و همه کسانی را که در آن بودند به دَم شمشیر کشت و کسی را باقی نگذاشت. و شماره 32 آن میگوید: خداوند لاخیش را به دست اسرائیل تسلیم نمود که آن را در روز دوم تسخیر نمود و آن و همه کسانی را که در آن بودند به دَم شمشیر کشت. و در باره عَجْلون در شماره 35 آن میگوید: در همان روز آن را گرفته به دَم شمشیر زدند و همه کسانی را که در آن بودند در آن روز هلاک کرد و در شماره 37 آن در باره حَبرون میگوید: آن را گرفته آن را با مَلِکش و همه شهرهایش و همه کسانی که در آن بودند به دَم شمشیر زدند و موافق هر آنچه با عَجلون کرده بود کسی را باقی نگذاشت. و در شماره 39 آن در باره دَبیر میگوید: آن را با ملکش و همه شهرهایش گرفت و ایشان را به دَم شمشیر زدند و همه کسانی را که در آن بودند هلاک ساختند و او کسی را باقی نگذاشت.

شماره یک تا 15 باب 11 صحيفه يوشع میگوید: و واقع شد که چون پایین مَلِک حاصوراین را شنید نزد یوباب مَلِک (پادشاه) مادون و نزد ملک شمرون و نزد ملک آخشاف فرستاد و نزد ملوکی که به طرف شمال در کوهستان و در عَرَبه جنوب کِنروت و در هامون و در نافوت دور بطرف مغرب بودند نزد کنعانیان بطرف مشرق و مغرب و اَموریان و حِتّیان و فَرِزیان و یَبوسیان در کوهستان و حوّیان زیر حَرمون در زمین مصفَه (فرستاد) و آنها با تمامی لشکرهای خود که قوم بسیاری بودند و عدد ایشان مثل ریگ کناره دریا بود با اسبان و عرابه‌های بسیار بیرون آمدند... پس یوشع با تمامی مردان جنگی به مقابله ایشان نزد آب‌های میرُوم ناگهان آمده بر ایشان حمله کرد و خداوند ایشان را به دست اسرائیل تسلیم نمود که ایشان را زدند و تا صیدون بزرگ و مِسرُفوت مایم و تا وادی مِصفه بطرف شرقی تعاقب کرده کشتند به حدی که کسی را از ایشان باقی نگذاشتند ... و همه کسانی را که در آن بودند به دَم شمشیر کشته ایشان بالکل (تمامی) هلاک کرد و هیچ ذی حیات (موجود زنده) باقی نماند... و یوشع تمامی شهرهای آن ملوک و جمیع ملوک آنها را گرفت و ایشان را به دَم شمشیر کشته بالکل هلاک کرد. بطوری که موسی بنده خداوند امر فرموده بود. باب دوازدهم پس از اینکه شهرهائی را که قتل عام و تصرف کردند میشمارد در شماره 24 آن میگوید: ... جمیع ملوک سی و یک نفر بودند.

نيز پس از اینکه موسی با دو لوح ده فرمان از کوه پائین آمد و دید قوم گوساله پرست شده‌اند لوح‌ها را از دست افکنده آنها را زیر کوه شکست. (شماره 19 باب 32 خروج) شماره 26 تا 28 باب 32 خروج کتاب دوم عهد عتیق میگوید: آنگاه موسی به دروازه اردو ایستاده گفت هر که بطرف خداوند باشد نزد من آید. پس جمیع قوم لاوی (قوم موسی که نواده لاوی فرزند سوم یعقوب از 12 نسل یعقوب بودند) نزد وی جمع شدند. او بدیشان گفت یهوه خدای اسرائیل چنین میگوید هر کس شمشیر خود را بر ران خویش بگذارد و از دروازه تا دروازه اردو آمد و رفت کند و هر کس برادر خود و دوست خویش و همسایه خود را بکشد و بنی لاوی موافق سخن موسی کردند و در آن روز قریب به سه هزار نفر از قوم افتادند.

می‌بینیم که تورات به قوم یهود درس خشونت و بیرحمی میدهد. رفتار دولت اسرائیل با اعراب در غزه این آموزش را نشان میدهد.