2


تعالیم تورات

چهار چیز را در تعالیم تورات می‌بینیم. اول دروغگوئی برای رسیدن به هدف. چون ابراهیم پدر یهودیان برای رسیدن به هدف خود بسادگی دروغ میگفت. شماره 11 تا 19 باب 12 سِفْر (کتاب) پیدایش مینویسد: ... چون نزدیک به ورود مصر شد (ابراهیم) به زن خود ساراي گفت اینک میدانم که تو زن نیکو منظر هستی. همانا چون اهل مصر تو را ببینند گویند این زوجه اوست پس مرا بکشند و تو را زنده نگاه دارند. پس بگو تو خواهر من هستی تا به خاطر تو برای من خیریّت شود و جانم به سبب تو زنده ماند... و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند پس وی را به خانه فرعون در آوردند ... خداوند فرعون و اهل خانه او را به سبب سارای زوجه اَبرام (ابراهیم) ببلایای سخت مبتلا ساخت و فرعون اَبرام را خوانده گفت این چیست که بمن کردی چرا مرا خبر ندادی که او زوجه تو است... الان اینک زوجه تو، او را برداشته روانه شو. و شماره 2 تا 12 باب 20 پیدایش میگوید: ابراهیم در خصوص زن خود ساره گفت که او خواهر من است و ابي مَلِک، مَلِک (پادشاه) جرار فرستاده ساره را گرفت و خدا در رؤیای شب بر ابی ملک ظاهر شده بوی گفت اینک تو مرده‌ای بسبب این زن که گرفتی زیرا که زوجه دیگری میباشد... پس الآن زوجه این مرد را رد کن زیرا که او نبی است ... پس ابی ملک ابراهیم را خوانده بدو گفت به ما چه کردی... ابراهیم گفت ... او خواهر من است دختر پدرم اما نه دختر مادرم و زوجه من شد ساره در آن زمان بیشتر از نود سال داشت. مطابق شماره 17 باب 17 پیدایش.

یعقوب لقب اسرائیل است. (مطابق شماره 28 باب 32 پیدایش) و بنی‌اسرائیل یعنی فرزندان اسرائیل فرزندان او بودند که شامل ده نسل یعقوب بودند كه دولت يهود را تشكيل داده بودند. آنها مطابق شماره 18 تا 23 باب 17 کتاب دوم پادشاهان، کتاب یازدهم عهد عتیق که ما به آن تورات میگوئیم توسط آشوریان در شهرهای آشور پراکنده شدند و از بین رفتند و جز سبط یهودا فقط باقی نماند. (شماره 18 باب 17 کتاب دوم پادشاهان) یعقوب به پدر پیر کورش دروغ گفت چون شماره اول تا 24 باب 27 پیدایش میگوید: چون اسحاق پیر شد و چشمانش از دیدن تار گشته بود پسر بزرگ خود عیسو را طلبید، بوی گفت ای پسر من (عیسو) گفت لبیک اسحاق گفت اینک پیر شده‌ام و وقت اجل خود را نمیدانم. پس اکنون سلاح خود یعنی ترکش و کمان خویش را گرفته به صحرا برو و نخجیر (شکاری) برای من بگیر و خورشی برای من چنانکه دوست میدارم ساخته نزد من حاضر کن تا بخورم و جانم قبل از مردنم تو را برکت دهد. چون اسحاق به پسر خود عیسو سخن میگفت رِفْقَه (زن اسحاق و مادر عیسو و یعقوب) بشنید.... رفقه پسر خود یعقوب را خوانده گفت ... بسوی گله بشتاب و دو بزغاله خوب از بزها نزد من بیاور تا از آنها غذائی برای پدرت آنطور که دوست میدارد بسازم و آن را نزد پدرت ببر تا بخورد و تو را قبل از وفاتش برکت دهد. یعقوب به مادر خود رفقه گفت اینک برادرم عیسو مردی موی دار است و من مردی بیموی هستم شاید پدرم مرا لمس نماید و در نظرش مسخره شوم و لعنت بعوض برکت بر خود آورم ... پس یعقوب رفت و گرفته نزد مادر خود آورد و مادرش خورش ساخت بطوری که پدرش دوست میداشت و رفقه جامه فاخر پسر بزرگ خود عیسو را كه نزد او در خانه بود گرفته به پسر کهتر خود یعقوب پوشانید و پوست بزغاله‌ها را بر دست‌ها و گردن او بست ... پس (یعقوب) نزد پدر خود آمده گفت ای پدر من (اسحاق). گفت لبیک تو کیستی ای پسر من. یعقوب به پدر خود گفت من نخست زاده تو عیسو هستم. آنچه بمن فرمودی کردم. الان برخیز بنشین و از شکار من بخور تا جانت مرا برکت دهد. اسحاق به پسر خود گفت ای پسر من چگونه بدین زودی یافتی؟ (یعقوب) گفت یهوه خدای تو بمن رسانید. اسحاق به یعقوب گفت ای پسر من نزدیک بیا تا تو را لمس کنم که آیا تو پسر من عیسو هستی یا نه. پس یعقوب نزد پدر خود اسحاق آمد و او را لمس کرده گفت آواز آواز یعقوب است لیکن دست‌ها دستهای عیسو است ... پس او را برکت داد و گفت آیا تو همان پسر من عیسو هستی (یعقوب) گفت من هستم. می‌بینیم که عَزرا نویسنده یا گوینده عهد عتیق میگوید هم ابراهیم هم یعقوب برای رسیدن به هدف خود دروغ میگفتند. از کجا که خود عزرا در بسیاری از جاهای عهد عتیق دروغ نگفته باشد تا برحق بودن یهودیان را ثابت کند؟ چون خداوند در شماره 15 باب 21 تثنیه به موسی میگوید: اگر مردی را دو زن باشد یکی محبوبه و یکی مکروهه و محبوبه و مکروهه هر دو برایش بزایند و پسر مکروهه نخست زاده باشد پس در روزی که اموال خود را به پسران خویش تقسیم نماید نمیتواند پسر محبوبه را بر پسر مکروهه که نخست زاده است حق نخست زادگی دهد بلکه حصه مضاعف از جمیع اموال خود را به پسر مکروهه داده او را نخست زاده خویش اقرار نماید.

نخست زاده ابراهیم، اسماعیل بود. چون شماره 15 باب 16 پیدایش میگوید: هاجر از اَبرام پسری زائید و اَبرام (ابراهیم) پسر خود را که از هاجر زائید اسماعیل نام نهاد و ابرام هشتاد و شش ساله بود چون هاجر اسماعیل را برای او بزاد. و شماره 5 باب 21 پیدایش میگوید: ابراهیم در هنگام ولادت پسرش اسحاق صد ساله بود. یعنی اسماعیل 14 سال بزرگتر از اسحاق و نخست زاده ابراهیم بود. شماره 17 باب 17 پیدایش میگوید: ... ابراهیم ... در دل خود گفت آیا برای مردی صد ساله پسری متولد شود و ساره در نود سالگی بزاید. در صورتیکه ساره نازا و عقیم بود.

تعلیم دروغگویی عهد عتیق درس بزرگی است که عزرا به یهودیان داده است. چون در آن زمان یهودیان اورشلیم تابع ایران بودند و اورشلیم و تمام فلسطین و ترکیه جزو ایران بودند. این درس را یهودیان در قرن 21 بخوبی فرا گرفته‌اند و بسادگی میگویند ایران امروزه میخواهد بمب اتمی بسازد و آمریکا و اروپا هم حرف اسرائیل را تکرار میکنند. چون ترومن رئیس جمهوری امریکا برای گرفتن پشتیبانی یهودیان آمریکا برای خود در اولین پارلمان اسرائیل به اسرائیل قول داد که در همه حال پشتیبان اسرائیل باشد. اگر بخاطر داشته باشید هم مک کین هم اوباما هم خانم کلینتون هم به لابی آیپک، لابی یهودیان صهیونیست، هم به دولت اسرائیل قول میدادند که پشتیبان اسرائیل باشند و آقای کارتر رئیس جمهور سابق آمریکا چند روز قبل از انتخابات اخیر آمریکا گفت: هیچکس بدون تصویب یهودیان نمیتواند در آمریکا نماینده مجلس یا رئیس جمهور شود. چون اوباما مقداری با اسرائیل مخالفت میکرد لابی صهیونیست‌ها، آی پک، او را تهدید کرد و بلافاصله خانم کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در تاریخ 17/3/1910 گفت ما تعهد مطلق به حفظ اسرائیل داریم و پیوندی ناگسستنی بین آمریکا و اسرائیل وجود دارد. مطابق آمار جهانی در سال گذشته تعداد یهودیان در جهان 14 میلیون میباشد که 7 میلیون آن در آمریکا هستند. با این وجود با تیزهوشی کامل با در دست گرفتن بانکها و رادیوها و تلویزیونها و روزنامه‌ها و فیلم برداریها نبض افکار مردم آمریکا و اروپا و در نتیجه نبض افکار مردم جهان را در اختیار دارند. مرداک یک یهودی استرالیایی به تنهائی در بیشتر کشورهای آمریکا و اروپا صدها روزنامه و مجله و رادیو و تلویزیون و استودیوي فیلمبرداری دارد. امروزه قدرت در دست کسانی است که وسائل ارتباط جمعی را در دست دارند.

من سیاسی نیستم و جزو هیچ دار و دسته و حزبی نیستم ولی مسلمانم و لذا وظیفه دارم حقایق دین و اجتماع را بگویم، آنهم نه برای امروز بلکه برای مردم آینده.